السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
594
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )
جنگ يافتند ، و دستور آمد كه به سوى بدر حركت كنند ، اين كار برشمارى از آنان سخت مىنمود . خداوند نازل فرمود : أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتالُ إِذا فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً وَ قالُوا رَبَّنا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتالَ لَوْ لا أَخَّرْتَنا إِلى أَجَلٍ قَرِيبٍ قُلْ مَتاعُ الدُّنْيا قَلِيلٌ وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقى . « 1 » آيا نديدى كسانى را كه به آنان گفته شد : ( فعلا ) دست ( از جنگ ) بداريد ، و نماز را بر پاى داريد و زكات بدهيد ؛ والى همين كه كارزار بر آنان مقرّر شد ، به ناگاه گروهى از آنان از مردم ( - مشركان ) ترسيدند ، مانند ترس از خدا يا ترسى سختتر ، و گفتند : پروردگارا ؛ چرا بر ما كارزار مقرر داشتى ؟ چرا ما را تا مدّتى كوتاه مهلت ندادى ؟ بگو : برخوردارى ( از اين ) دنيا ، اندك و براى كسى كه تقوا پيشه كرده ، آخرت بهتر است . روحيه و مواضع مقداد از جمله موضع دليرانه وى در همين نبرد گواهى مىدهد كه نمىتوان او را به ترس از مردم و جنگ در راه خدا متهم كرد . از مفاد آيهء كريمه به دست مىآيد كه ترس و وحشت آنان از مردم ، به سبب حبّ بقاء و بهرهمندى از دنيا بوده است . مىدانيم كه مقداد نه هرگز در راه خدا از چيزى ترسيد و نه زندگى خود را بر دين و ايمان برترى داد . زندگانى وى بهترين دليل اين مدّعاست . علاوه بر اين ، روايت و آيه دلالت دارد كه برخى از آنان ترس و وحشت داشتند نه همه . بررسى زندگى و مواضع ديگران نشان مىدهد كه آنان تعلّق و وابستگى خاصى به دنيا داشتند . از اين رو بعيد نمىنمايد كه رفتن به جبهه نبرد و جنگ با قريش براى آنان سخت بوده است . عبد الرحمن بن عوف با ثروت فراوان كه همين موجب اعتراضها و گفتگوهاى ابو ذر با عثمان و كعب الاحبار
--> ( 1 ) . نساء ( 4 ) : 77 . بحار الانوار ، 19 / 209 ؛ مجمع البيان ، 3 / 77 ؛ الدر المنثور ، 2 / 184 .